گزارش سياسي سخنگوي سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران به اجلاس شوراي عالي

 

اين گزارش پس از بحث و بررسي و تغييراتي به تصويب شوراي عالي سازمان رسيد.

 

رفقاي گرامي:

اجلاس شوراي عالي سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران در شرايطي برگزار مي‌شود كه جهان ما با بحراني بزرگ دست و پنجه نرم مي كند و مردم كشور ما درگير مبارزه‌اي سخت و بي امان براي تحقق خواستهاي اساسي خود هستند. مبارزه مردم ايران براي دموكراسي، عدالت و استقرار يك نظام عرفي(جدايي دين از دولت)  كه از انقلاب مشروطه در آغاز قرن گذشته آغاز شد، طي دوران پر فراز و نشيبي همراه با قربانيان بسيار، اكنون به نقطه‌  حساس و تعيين كننده رسيده است. طي يك صد سال گذشته شمار زيادي زنان و مردان كشور ما در مبارزه عليه مرتجعان، ديكتاتورها ٍو امپرياليستها به شهادت رسيدند. ما با گرامي داشت ياد و خاطره تمامي كساني كه براي آزادي مردم ايران جان باخته اند و با ارزوي رهايي مردم ايران و با درود به تمامي زندانيان سياسي و عقيدتي كه در زندانهاي نظام سركوبگر حاكم بر ايران مقاومت مي كنند، به بررسي اوضاع بين المللي و داخلي به منظور اتخاذ خط مشي سياسي اصولي مي پردازيم.

 

بخش اول: شرايط بين‌المللي

در عرصه بين المللي بدون ترديد مهمترين رويداد پس از اجلاس قبلي شوراي عالي سازمان،جنگ در عراق و اشغال اين كشور به وسيله نيروهاي ائتلاف است. اين جنگ كه توسط دولت بوش و به نيابت از بخشي از انحصارات امپرياليستي  انجام و به اشغال نظامي اين كشور انجاميد، جنگي براي خلع سلاح رژيم صدام حسين و حزب بعث نبود. اگر هدف اين مي بود بايد به بازرسان سازمان ملل فرصت داده مي شد كه ماموريت خود را به پايان مي رساندند. اكنون ديگر بر همگان روشن شده كه رژيم سابق عراق قبل از حمله تمامي سلاحهاي كشتار جمعي خود را نابود كرده و تا كنون نيروهاي ائتلاف  نتوانسته اند به هيچ سلاح غير متعارف دسترسي پيدا كنند. در حقيقت مساله سلاحهاي كشتار جمعي بهانه اي بيش نبوده است.

روز 14 فوريه 2003 روساي بازرسان سازمان ملل، آقايان بليكس و البرادعي طي گزارش خود اعلام كردند كه تاكنون به هيچ سلاح كشتار جمعي در عراق دست پيدا نكرده‌ يا نتوانسته‌اند اطلاعاتي درباره سلاحهاي ممنوعه پيدا كنند. آنان در گزارش خود گفتند كه هنوز نتوانسته‌اند اطلاعات كامل ارائه دهند كه نشان دهد عراقيها كاملا به خلع سلاح تن داده‌اند و  هنوز مشخص نيست عراق سلاح غيرقانوني دارد يا خير. گزارش روساي بازرسان در شوراي امنيت براي دولت بوش خوش أيند نبود. روزنامه‌ي واشنگتن پست ضمن بررسي گزارش نوشت: به دنبال ارزيابي‌ هانس بليكس، رئيس بارزسان تسليحاتي سازمان ملل از همكاريهاي عراق كه همراه با بيم و اميد بود، ‌كشورها يكي پس از ديگري تصريح كردند كه حتي اگر رفتار عراق چندان قابل قبول نباشد، اين پيشرفت مي‌تواند دليل كافي براي افزايش اقدامات بازرسان باشد. حتي كشورهايي كه دولت آمريكا فكر مي‌كرد به حمله به عراق راي مثبت دهند، هم صدا با شوراي امنيت صبر و شكيبايي آمريكا را خواستار شدند.

اين جنگ همچنين براي آزاد كردن مردم عراق از يوغ ديكتاتوري رژيم صدام حسين نيز نبود، چرا كه اگر هدف اين بود، دولت آمريكا با مراجعه به شوراي امنيت سازمان ملل متحد مي توانست طي قطعنامه اي رئوس تغييراتي كه مي بايد در عراق صورت گيرد را اعلام مي كرد و به فشار سياسي و ديپلماتيك براي رسيدن به اين هدف مبادرت ورزيده و مسلما رژيم صدام حسين و حزب بعث اگر با يك اراده جدي بين المللي روبرو مي شد، تن به اين تغيرات مي داد.

اين جنگ كه اكنون سيماي ضد انساني و عوارض فاجعه بارش براي همگان روشن است، جزيي از يك برنامه همه جانبه براي ايجاد نظمي جهاني بنا به منافع و اهداف انحصارات نفتي و تسليحاتي آمريكايي است. آن گونه كه برجسته ترين تئوريسينها و ايدئولوگهاي مدافع اين جنگ با صراحت بيان مي كنند، هدف ايجاد اراده برتر آمريكا است كه بسيار  وسيعتر از تسلط بر منابع نفتي و يا ايجاد و تثبيت جهان تك قطبي است. در وهله اول بايد به اين نکته توجه كرد که هم بوش و خانواده او و هم ديک چني و هم کندوليزا رايس به گروههاي نفتي وابسته هستند. اما برنامه ريزي براي توسعه جنگ بسي فراتر از منافع مستقيم انحصارات نفتي و تسليحاتي كه بدون شك از اين گونه جنگها بيشترين سود را مي برند مي باشد.

برنامه ريزي براي اين جنگ و جنگهاي آينده در چارچوب پروژه‌ براي قرن جديد آمريكايي(1) بنيان گذاشته شده است. اين پروژه در سال 1997 با هدف تمدن‌سازي به شيوه آمريكايي با همكاري ويليام كريستول، ربرت كاگان، دونالد رامسفلد، پل ولوفوويتز، دان كوايل، ديك چني، نورمن پودهورتز، فرانسيس فوكوياما، توماس دونلي، ريوئل مارك گركت، يوشوا موراوكيك و بسياري ديگر پايه گذاري و هدايت ‌شد.

بنيانگذاران اين پروژه در "بيانيه اصول ارزشي" خود خواستار افزايش بودجه نظامي دولت آمريكا شدند  تا اين دولت بتواند مسئوليتهاي جهاني خود را براي تأمين نقش بي‏بديل آمريكا تحقق بخشد و  نظم جديد بين المللي به شكلي سامان يابد كه با امنيت، رفاه و اصول ارزشي آمريكا سازگار باشد و ابر قدرتي آمريكا در قرن آينده تضمين گردد. آنان مي نويسند: ايالات متحده آمريكا در سياست دفاعي خود دچار سرگرداني است و دولت كلينتون و محافظه كاران قادر نبوده اند، يك ديدگاه استراتژيك قابل اعتماد از نقش جهاني آمريكا ارائه دهند..... نبايد عوامل عمده موفقيت دولت ريگان را از ياد برد. به عنوان مثال نيروي نظامي قوي و آماده رويارويي با چالشهاي حال و آينده، سياست خارجي بي باكانه و آگاه در ترويج اصول ارزشي آمريكايي در خارج از مرزهاي آمريكا و رهبري ملي در آمريكا كه مسئوليت جهاني آمريكا را بپذيرد..... تاريخ قرن بيستم به ما آموخته است كه بايد آرمان‏خواهي رهبري آمريكا بر جهان را در آغوش گرفت.

دولت كنوني آمريكا، كه امضا كنندگان بيانيه براي قرن جديد آمريكايي در آن نقش تعين كننده دارند، درصدد است تا بحران پس از عمليات تروريستي 11 سپتمامبر را تا تثبيت هژموني آمريكا ادامه دهد. 1008 سال پس از آن كه پاپ اوربان دوم، رهبر كاتوليكها در 26 نوامبر 1095 با خطابه‌ي معروف خود  آغاز جنگهاي صليبي را اعلام كرد جورج بوش پسر، در سخنراني خود در كنگره آمريكا در روز 30 شهريور 80 مي‌گويد: آمريكا بايد بداند كه در مبارزه باتروريسم ، با كمپين دراز مدت مواجه است. آمريكا نبايد انتظار داشته باشد كه تنها يك جنگ در چشم‌انداز داشته باشد. ما يك كمپين دراز مدت خواهيم داشت. نبردهايي كه تاكنون نمونه آن را نداشته‌ايم.. دنيا بايدانتخاب كند، يا با ما هستيد و يا اين كه با تروريستها هستيد، اكنون هر كشوري در هر منطقه‌اي حق انتخاب دارد. يا شما با ما هستيد يا با تروريستها هستيد. از امروز به بعد، هر كشوري كه به پناه دادن يا حمايت از تروريسم ادامه دهد، توسط ايالات متحده به عنوان دشمن تلقي مي‌شود.

پس از فروپاشي اتحاد شوروي سابق و با پيشرفت پروژه جهاني سازي بدان گونه كه بخشهاي كوناگون انحصارات و بلوكهاي سرمايه داري و نهادهاي بين آلمللي در آن شريك باشند و به طور مشترك و با رقابتي مسالمت آميز و متمدنانه به استثمار كارگران و مزدبگيران جهان بپردازند، جريانهاي بزرگي هر يك با نگاه خاص خود با اين نوع جهاني سازي به مخالفت بر خاستند.

طيف گسترده نيروهاي ترقيخواه با شعار براي جهاني ديگر و با بيانيه اولين گردهمايي جهاني در پورتو الگره ديدگاه مشترك خود را بيان كردند.

بنيادگرايان به طور عام و بنيادگرايان اسلامي به طور خاص و بخشي از انحصارات سرمايه داري، به ويژه انحصارات تسليحاتي و نفتي آمريكايي كه همگي با وجود يك بحران مداوم مي توانند به حيات خود ادامه دهند، در يك اتحاد نانوشته براي ايجاد بحرانهاي بزرگ به يگ تلاش گسترده دست زدند.

بنيادگرايان اسلامي كه در فضاي به اصطلاح عرفاني و زندگي اخلاقي گذشته در سير و سلوك هستند و آن زندگي قرون وسطايي همراه با تفتيش عقايد را هزاران بار بر زندگي در دنياي مدرن، آن هم در شرايط انقلاب اطلاعات و ارتباطات ترجيح مي دهند، با وجود آن كه از مزايا و ابزارهاي دنياي مدرن نهايت استفاده را مي كنند، از آنجا كه هستي خود را با هستي در حال تكامل در تناقض اساسي مي بينند، با سوز و آه و با  شعار دفاع از اخلاقيات و خانواده و با حربه دين و با سياست جهانگشايي قرون وسطايي كه شكل خمينيسم آن ايجاد اتحاد جماهير اسلامي است، به مخالفت ارتجاعي با جهاني سازي بر خواسته اند.

نيروهايي كه مدافع جرج بوش پسر به دنبال ايجاد امپراطوري هستند و مثل همه ي امپراطوران شريك را بر نمي تابند و به دست نشانده، سر سپرده، گوش به فرمان، حرف شنو و خدمتگزاران صديق نياز دارند نيز با جهاني سازي مشاركتي به ستيز بر خاستند.

با جلوس جرج والكر بوش در كاخ سفيد، شرايط براي قدرتنمايي همه ي اشكال بنيادگرايي كه از قضا خود آقاي بوش و شركا نيز از نوع مسيحي آن هستند، فراهم شد و بيهوده نبود كه بوش در اولين تصميماتش خروج از چند معاهده بين الملي را اعلام كرد. برنامه ريزان دولت بوش، قبل از عمليات تروريستي 11 سپتامبر  طرح حمله به عراق را تدوين كرده بودند و  عمليات جنايتكارانه  11 سپتامبر گرچه يك مائده آسماني از طرف بنيادگرايان اسلامي براي جرج بوش و شركا بود، اما طرح حمله به عراق را براي مدتي به تاخير انداخت.

اما گذشت زمان طرحهاي بوش و شركا را با چالش جدي روبرو مي كرد و از اين رو در شرايطي كه اكثريت قاطع مردم و دولتها با اين جنگ مخالف بودند، دولت آمريكا با يك ائتلاف كوچك، كه تازه بعضي از كشورها موتلف پنهاني بودند، جنگ را آغاز كرد و پس از 3 هفته در يك رويداد نا روشن و غير مترقبه رژيم صدام حسين و حزب بعث به وسيله نيروهاي موتلف سرنگون شد.

تا آنجا كه به مساله عراق، صدام حسين و حزب بعث بر مي گردد، پرونده اي كه در 2 اوت سال 1990 با تجاوز عراق به  كويت و اشغال آن اغاز شده بود، در 9 آوريل 2003 بسته شد. صدام حسين نيز با تجاوز به كويت و پس از آن با عدم پذيرش شكست و الزامات آن خدمات پر ارزشي به بنيادگرايان اسلامي و جريانهاي جنگ طلب امپرياليستي نمود. در اولين روزهاي اشغال كويت، بر پرچم سكولارترين كشور خاورميانه عربي كلماتالله اكبر اضافه شد و پس از آن گامهاي بيشتري براي اسلامي كردن ساختار دولتي برداشته شد كه بدون ترديد در هر مورد به سادگي قابل بازگشت به گذشته نيست. واقعيت اين است كه كشور عراق در شرايط كنوني يك كشور اشغال شده، و عرصه جولان نيروهاي ارتجاعي مذهبي است.

اكنون امريكا با چالشهاي بسيار كه مهمترين آن مخالفت رقباي قدرتمند و عرض اندام نيروهاي اسلامي بنيادگرا ست، روبرو شده و مي كوشد با شيوه هاي گوناگون دولت مطبوع خود را در عراق مستقر كند.

خميني در آرزوي فتح كربلا در باتلاق جزيره فاو آن قدر دست و پا زد تا سرانجام مجبور به نوشيدن جام زهر آتش بس شد. اكنون جانشينان و هواداران او به يمن لشكر كشي آمريكا، مي خواهند آينده عراق را بر طبق مطامع ارتجاعي خود ساماندهي كنند. روزنامه گاردين روز جمعه 29 فروردين (18 آوريل) خود به نكته جالبي اشاره مي كند و می نويسد: اکنون مجادله ای که آيت الله خمينی می خواست 30 سال قبل در عراق و همچنين ايران شعله ور کند، بار ديگر از سرگرفته خواهد شد. مجادله ای که پيامدهای حياتی برای هر دو کشور خواهد داشت. بر اين نظر گاردين بايد اين را اضافه كرد كه البته مجادله خميني با رنجها و دردهاي بسيار و البته مقاومت و مبارزه زنان و مردان ايران زمين،  در كشوري كه خميني قدرت را در دست داشت  شكست جانانه خورد، اما همچنان در منطقه ما و به ويژه در عراق هنوز قدرت بسيار براي  يكه تازي دارد.

 

جنگ و دوران رونق انحصارات تسليحاتي

سياست جنگي جرج بوش كه با طراحي برجسته ترين صاحبان و مديران كنسرنهاي بزرگ تسليحاتي پيش مي رود سبب رونق بازار تسليحات و ساخت مدرنترين سلاحها شده است. روز جمعه 17 مرداد 1382( 8 اوت 2003 )راديو بي بي سي طي گزارشي خبر يک اجلاس بحث بر انگيز با شرکت مقامات عالی رتبه در آمريکا را پخش نمود. بنا به گزارشها، موضوع اين اجلاس ساخت نسل تازه ای از تسليحات هسته ای به نام "مينی نوک" يا بمب اتمی کوچک بود.

اين اجلاس در ستاد فرماندهی استراتژيک هوايی در نبراسکا پشت درهای بسته برگزار شد. خبرنگار بی بی سی در واشنگتن در اين باره گفت که: سندی درباره اين اجلاس درز کرده، نشان می دهد که موضوع اصلی گفتگوهای آن کارآيی چنين بمب هايی است.

اين بمبها، نسل تازه ای از سلاحهای هسته ای ضعيف هستند که برای فرو رفتن به اعماق زمين پيش از انفجار، طراحی شده  و می توانند انبارهای زيرزمينی سلاحهای انبوه را نابود کند.

روزنامه الحيات چاپ لندن در همين مورد نوشت:منبعي كه نخواست نامش فاش شود گفت : هواپيماي وابسته به تفنگداران دريايي مارينز ، بمبهايي از نوع ام كي -77 را (اين بمبها مخلوطي از مواد شيميايي تشنج زا است كه با مواد تركيبي بمبهاي ناپالم تفاوت دارد) در ماه مارس بر فراز منطقه صفوان , نزديك مرزهاي عراق و كويت، به منظور جلوگيري از پيشروي نيروها به سمت بغداد، رها كردند . روزنامه الحيات از قول همين منبع مي نويسد:به اين ترتيب بعضي از اعمال توجيه پذير است.يعني زماني فرا مي رسد كه دشمني در برابرت حضور دارد كه دستگيري‌‏اش مشكل است اما با به كارگيري بمبهاي شبيه به اين بمبها مي‌‏تواني زندگي سربازانت را نجات دهي و اينجا است كه اين اقدام نقض قوانين بين الملل به شمار نمي رود.

از جمله شركت هايي كه از تسليحات نظامي سود كلاني مي برند يك انحصار نظامي به نام "گروه كارلايل" (Carlyle Group) است. كارلايل يك مجتمع عظيم توليد كننده انواع هواپيماها و تسليحات نظامي است.بسياري از سياستمداران  وابسته به جناح بوش منجمله فرانك كارلوچي، وزير دفاع در دوران رياست جمهوري بوش پدر، جيمز بيكر، وزير خارجه بوش پدر  در اين شركت را به كار گمارده شده اند و خود جرج بوش پدر، رئيس جمهور سابق، سمت مشاور ارشد اين كنسرن را عهده دار است.

در سال 2002 دولت آمريكا حدود يك ميليارد و چهارصد ميليون دلار به مجتمع كارلايل سفارش تسليحات داده است.

در مورد نقش مديران شركت هاليبرتون (2) و موقعيتي كه اين كنسرن بزرگ آمريكايي در بازسازي عراق به عهده گرفته، رسانه هاي جمعي مطالب زيادي منتشر كرده اند.

بنا به گزارش راديو فردا نويسنده سرمقاله لس آنجلس تايمز در روز شنبه 6سپتامبر 2003 (15 شهريور 1382) خواستار تحقيق و تفحص در باره نقشي که شرکت Halliburton و سهمي که اين شرکت از هفته‌اي يک ميليارد دلار که آمريکا در عراق خرج مي کند، نصيب خود مي سازد شده است. لس آنجلس تايمز مي نويسد اسناد تازه نشان مي دهند که هاليبرتون قراردادهائي معادل يک ميليارد و 700 ميليون دلار در عراق اجرا مي کند و ممکن است به خاطر افزايش هزينه ها، که درهمين قرار دادها پيش بيني شده، صدها ميليون دلار ديگر نيز دريافت کند. طرف قرارداد شرکت هاليبرتون در عراق، U.S. Army Corps of Engineers يا واحد مهندسي ارتش آمريکا است. اين روزنامه مي‌افزايد به خاطر آن که پيمانکاران غير نظامي در عراق در خطر قرار دارند، گرفتن بيمه براي آنها دشوار و گران است و هزينه بيمه نيز به کل قيمت اين قراردادها اضافه کرده است.

بخش  اصلي بودجه سرسام آور دفاعي آمريكا كه پس از رويداد تروريستي 11 سپتامبر و به ويژه پس از جنگ در عراق افزايش بي سابقه اي يافته به جيب انحصارات نظامي سرازير مي شود و در اين ميان از يك طرف كشورهايي به كلي ويران مي شوند و همزمان ماليات دهندگان آمريكايي كه در آرزوي كاهش مالياتها به جرج والكر بوش راي دادند هر روز بايد بيشتر ماليات بپردازند و در روياي كاهش مالياتها روزگار بگذرانند.

به بودجه سرسام آور آمريكا بايد بودجه دفاعي و نظامي ساير كشورها و به ويژه كشورهاي بزرگ را اگر اضافه كنيم مي بينيم كه چكونه ميلياردها دلار در سال به جنگ و ويراني اختصاص مي يابد.
به گزارش خبرگزاريها بزرگترين نمايشگاه اسلحه اروپا روز سه شنبه 9 سپتامبر در لندن  در حالي گشايش يافت كه مخالفان جنگ و انباشت تسليحات با سردادن شعار، روشن کردن شمع و پخش سرودهاي صلح به برپايي اين نمايشگاه اعتراض کردند.
فروش اسلحه هر سال حدود 8 ميليارد دلار براي صنايع نظامي بريتانيا درآمد توليد مي كند.
رونق توليد، فروش و انباشت تسليحاتي در حالي است كه فقر، بي خانماني، فقدان امكانات آموزشي و بهداشتي و نابودي طبيعت هر روز در جهان افزايش مي يابد كه در زير موارد ناچيزي از آن را كه در حقيقت قطره از اقيانوس سيه روزي افزايش يابنده مردم جهان است است را ذكر مي كنيم.
-روز سه شنبه  12 اوت  2003(21 مرداد 1382) كوفي عنان، دبير كل سازمان ملل متحد در پيامي به مناسبت روز بين‌المللي جوان اعلام كرد كه: اقتصاد جهان در حال گذر از دوره نامطمئني بوده و بيكاري فزاينده خسارت سنگيني در ميان جوانان به ويژه آنان كه در برابر شوكهاي بازار كار آسيب پذيرند، وارد آورده است.وي در اين پيام مي افزايد كه: بيكاري جوانان مشكلي است كه بر تمامي كشورها اثرگذار بوده و در حال حاضر براساس برآورد سازمان بين‌الملل كار، 74 ميليون جوان بيكار بوده و طي 10 سال آينده، بيش از يك ميليارد جوان به جمعيت كارآمد خواهد پيوست.

-روز شنبه  26  ژوئيه 2003 (4 مرداد 1382) مدير اطلاع رساني  يونيسف  (صندوق  كودكان  سازمان  ملل  متحد) در ايران  گفت: خريد و فروش  كودك ، بعد از قاچاق  مواد مخدر و اسلحه ، سومين  حرفه  پردرآمد جهان  است و سالانه  حدود ۷۰۰ هزار كودك  در جهان  با اهداف  مختلف  براي  سوء استفاده  قاچاق  مي شوند.

روز دوشنبه 13 مرداد ماه 1382 همين مقام به ايرنا مي گويد: سالانه  بيش از 2/1 ميليون  كودك  در جهان  مورد بهره برداري  جنسي  قرار مي گيرند و بيش  از دو ميليون  كودك  نيز در جنگ هاي  اخير جهان  جان  خود را از دست  داده اند و 246 ميليون  كودك  در جهان  مورد استثمار كاري  هستند.

- براساس  آخرين  آمار سازمان  آموزشي  ، علمي  و فرهنگي  سازمان  ملل  (يونسكو) با وجود آنكه  تقريبا در ۴۰ كشور جهان  ميزان  سوادآموزي  زنان  در مقايسه  با مردان  در دهه  ۱۹۹۰ از سرعت  بيشتري  برخوردار بوده  است،  با اين  حال  دو سوم از بي سوادان  جهان  را زنان  تشكيل  مي دهند.

يونسكو در اطلاعيه اي  كه در مقر سازمان  ملل  در نيويورك  منتشرشد، اعلام كرد: در حال حاضر يك نفر از هر پنج نفر جمعيت بزرگسال جهان و يا ۸۶۰ ميليون نفر را بي سوادان تشكيل مي دهند كه حدود ۷۰درصد از آنان در آفريقاي زير صحرا، جنوب و غرب آسيا، كشورهاي عرب و شمال آفريقا زندگي مي كنند.

براساس اين اطلاعيه مجموع بي سوادان شرق آسيا و منطقه آرام ۱۸۵ ميليون نفر و كشورهاي آمريكاي لاتين و منطقه كارائيب ۲۹ ميليون نفر و يا ۱۱درصد از بيسوادان جهان را به خود اختصاص مي دهند.

 روز - جمعه 8 اوت  2003 (17 مرداد 1382) راديو آلمان طي گزارشي در مورد نابودي جنگلها گفت:سال گذشته ميزان نابودى جنگلها در منطقه آمازون، بيشتر از ۲۵۰۰۰ كيلومتر مربع بود. به گزارش مسئولان موسسات مربوطه، اين رقم از سال ۲۰۰۱ ميلادى تا كنون، به ميزان ۴۰ درصد افزايش داشته است. در ادامه اين گزارش آمده است كه: درختهاى جنگلهاى طبيعى انبوه بصورت غير مجاز قطع مي گردند و بخشهاى بزرگى از آنها از طريق ايجاد حريق نابود مي شوند. اين روش ابلهانه و قديمى بزرگ مزرعه داران است.

- براساس آخرين آمار، تلفات گرما زدگي در فرانسه بيش از 15 هزار  تن، در ايتاليا 4 هزار و 200 تن و ..... اعلام شد.اين ميزان از تلفات انساني در كشورهاي پيشرفته كه فقط با به كار گماردن چند صد تن كمكيار انساني مي توانست روي ندهد، نشان دهنده بي توجهي معماران جهاني سازي به وضعيت زندگي مردم اين كشورها است.

- هم زمان با افزايش بودجه هاي نظامي و ويران سازي طبيعت، بيكار كردن كارگران و مزدبگيران در سطح جهان افزايش بي سابقه اي پيدا كرده كه اخبار آن هر روز در رسانه ها منعكس مي شود. براي نمونه

به گزارش تلويزيون سي ان ان در روز شنبه  26  ژوئيه 2003 (4 مرداد 1382)،  شركت كداك آمريكا قصد دارد در سال 2003، 6000كارمند خود را در مناطق مختلف جهان اخراج كند بهانه اين كمپاني بزرگ براي چنين اخراج انبوهي اين است كه: سود اين شركت در 3ماه دوم سال 2003 شصت و يك درصد كاهش يافته است
روز دو شنبه 11 اوت 2003 (20 مرداد 1382) خبرگزاري رويتر گزارش نمود كه:شركت بزرگ مهندسي آلستوم فرانسه 5 هزار نفر را اخراج مي‌كند.

 

جنگ و افزايش تضاد بين كشورهاي بزرگ غربي

در سال 1991 وقتي صدام حسين كشور كويت را اشغال كرد و با شيوه هاي مسالمت آميز دست از اشغالگري بر نداشت، يك اتحاد وسيع از دولتها براي مجبور كردن ارتش عراق به خروج از كويت به وجود آمد. پس از عمليات جنايتكارانه 11 سپتامبر نيز چنين اتحادي عليه رژيم طالبان و القاعده وجود داشت.

اما همراهي تمامي کشورهاي غربي و به طور کلي جامعه بين المللي با امريکا در جريان تدارك براي حمله به عراق، به تضاد حادي تبديل شد. روسيه ، چين ، فرانسه و آلمان با نحوه عمل آمريکا مخالفت کردند.

آلمان و فرانسه كوشش بسياري براي اتخاذ يك سياست واحد اروپايي كردند. اتحاديه اروپا طي اجلاس روز 17 فوريه 2002 خود كوشيد به تفرقه دروني اتحاديه اروپا پايان دهد. جنگ طلبان، به رهبري انگلستان، اسپانيا، ايتاليا، پرتغال، دانمارك، و مخالفان جنگ بدون تائيد شوراي امنيت  به رهبري، فرانسه، آلمان، بلژيك و  لوكزامبورگ، طي تلاشهاي ناموفقي مي كوشند تا ديگري را جذب جبهه خود كنند.  

مخالفت دولتهاي اروپايي با جنگ  نه به خاطر صلح طلبي آنان بلكه به خاطر آن بود كه اين كشورها نمي توانستند اين گونه هژموني طلبي ايالات متحده را برتابند.

از نظر اين كشورها  هدف دولت بوش و شركا از اين جنگ نه خلع سلاح صدام حسين، بلكه افزايش قدرت آمريكا و تسلط آن بر منابع نفتي استراتژيك به منظور حفظ و تثبيت هژموني ضربه خورده اش و سامان دادن نظم نوين جهاني و جهاني سازي  بر اساس منافع انحصارات نفتي و تسليحاتي است. ژاك شيراك اين امر را با بيان مخالف با دنياي يك قطبي اظهار نمود. دولتهاي بزرگ مخالف جنگ مي دانستند كه تبعات ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك اين جنگ ميزان نفوذ آنان در خاورميانه و حتي اسياي دور را به شدت كاهش مي دهد. در حقيقت در اقدامات كلان آمريكا  براي كنترل منابع انرژي و مسيرهاي انتقال آن به بازارهاي بين‌‏المللي هم كشورهاي اروپايي و هم روسيه و چين را مجبور به پذيرش مطلق هژموني آمريكا مي نمود.

دولت آمريكا با توجه به همه ي اين مخالفتها و با درك تمامي ملاحظات ژئوپوليتيك، جنگ را آغاز و به سرعت رژيم صدم و حزب بعث را سرنگون و با درهم شكستن تمامي ساختارهاي قبلي سرود مستانه پيروزي سرداد و دولتهاي مخالف جنگ را با مخالفت با مشاركت موثر سازمان ملل در بازسازي عراق به چالش طلبيد.

سرنگوني صدام غول تضادها و چالشهاي يشمار جامعه عراق را كه به وسيله ديكتاتوري صدام و با سركوب كسترده كنترل مي شد، از شيشه جادويي يك جامعه به شدت بسته بيرون آورد و اكنون در ميان اتش و خون و در ميان اقدامات تروريستي و نيازهاي واقعي مردم عراق، دولت بوش براي پيشبرد سياستهايش با چالشهاي بزرگي روبرو شده است. در شرايط كنوني عراق از يك طرف اكثريت مردم عراق هستند كه خواستار يك نظام دموكراتيك و مستقل و پايان يافتن اشغال كشورشان هستند و از طرف ديگر نيروهاي بنيادگرا و در راس آن رژيم ايران قرار دارد كه شرايط كنوني را بهترين فرصت براي پيشروي مي دانند.

در چنين شرايطي دولت بوش در صدد است تا براي مشاركت ديگران گامهايي به عقب بردارد.

روز شنبه 6 سپتامبر 2003(15 شهريور 1382) روزنامه‌ي واشنگتن پست ، حرفهاي كالين پاول، وزير امور خارجه‌ي آمريكا در دانشگاه جورج واشنگتن را منتشر كرد.

كالين پاول در سخنراني خود مي گويد: سياست خارجي دولت آمريكا بر نقش حساس و حياتي كه ما در سراسر جهان داريم، يعني همكاري با ناتو، سازمان ملل و بسياري ديگر از ائتلافهاي ارزشمندي كه طي50 سال گذشته ايجاد كرده‌ايم، تاكيد مي‌كند. پاول ادامه داد كه: استراتژي رييس جمهور بر اساس ائتلافهاي قديمي نيست؛ بلكه به ايجاد همكاريهاي تازه و ائتلافهاي جديد براي مبارزه با چالشهاي جديد نظر دارد.

كالين پاول براي پنهان كردن اهداف دولت بوش براي ايجاد جهان تك قطبي به حرفهاي شيراك كه با يك جانبه گرايي دولت بوش مخالفت كرده و خواستار ايجاد جهان چندقطبي براي رقابت با قدرت مركزي و ايجاد نظم نوين جهاني  كه بر محور قدرت آمريكا نباشد شده است، به طور غير مستقيم اين گونه پاسخ داد كه : برخي دولتها پيشنهاد داده‌اند كه ما بايد به سوي جهان چند قطبي حركت كنيم؛ اما نيازي به ايجاد قطب ميان كشورهايي كه ارزشهاي يكسان دارند، نيست. ما هيچ تمايلي به ايجاد هيچ قطبي نداريم و در واقع بايد به رفع اختلافات تلاش كنيم نه قطبي كردن آنها.

وزير امور خارجه‌ي آمريكا در ادامه‌ي سخنانش تاكيد كرد: قدرتهاي بزرگ نبايد از يكديگر بترسند؛ بلكه بايد براي فائق آمدن بر مشكلات مشترك با يكديگر نوعي همكاري ويژه داشته باشند.

وي همچنين در اشاره به سياستهاي ويرانگر امپرياليستها گفت: براي سالها و قرنها، اميال امپرياليستي قدرتهاي بزرگ منابع نهفته و زندگيها و استعدادهاي فراواني را تباه كرد. اكنون به جاي هدر دادن زندگيها و ذخاير، قدرتها مي‌توانند همين مسير را در حل و فصل مسايل مشترك طي كنند.

او به كدام مسير اشاره مي كند؟ ترديدي نيست كه در لابلاي كلمات معقول وزير امور خارجه امريكا همان هژموني طلبي و يك جانبه نگري دولت بوش كه شيراك و شركا و امثال خامنه اي ، رفسنجاني و بن لادن  با آن مخالفند نهفته است.

دولت بوش در برخورد با چالشهاي كنوني عراق ناچار گرديده  رقباي غربي را به ميزاني شريك كند.

روند بازگشت ناپذير جهاني سازي به مثابه مرحله اي كه نظام سرمايه داري در دوران ما بر اساس آن سامان مي يابد، در چاچوب رقابتهاي امپرياليستي جريان يافته است. ويژه گي و ابزار غالب پيشبرد سياست در اين دوران، مليتاريستي است كه جهان تك قطبي به عنوان مرحله اي قطعيت نيافته از تكامل نظم سرمايه داري را پديد آورده و ميسر ساخته است. هژموني ايالات متحده در مرحله كنوني، گرايش اصلي سياست و اقتصاد را تعين مي كند.

 

جنگ و توسعه طلبي استبداد مذهبي حاكم بر ايران

از ماهها قبل از شروع جنگ رژيم حاكم بر ايران در صدد بر آمد  تا از شرايط جنگي و اوضاع بحراني منطقه به سود اهداف خود بهره برداري كند. برنامه رژيم ايران اين گونه طراحي شده بود كه در يك موقعيت مناسب، هم به نيروهاي مقاومت و مجاهدين خلق ايران ضربه بزند و هم با تمام نيرو و گسيل طرفداران خود به عراق، موقعيت محكمي براي خود در تحولات اين كشور  به وجود آورد. ضمنا رژيم ايران به اشگال مختلف و به ويژه از طريق دوستان قديمي خود در دولت انگليس، خواستار ضربه نظامي از جانب نيروهاي موتلف به مجاهدين و نيروهاي مقاومت ايران در خاك عراق مي شد.

مرحله اول اين برنامه با اخطار آمريكا مبني بر خروج لشگر 9 بدر از خاك عراق و نيز با اعلام صريح  سياست اصولي بي طرفي از جانب مقاومت ايران، به طور نسبي خنثي شد. البته رژيم نيروهاي 9 بدر را به طور كامل از خاك عراق خارج نكرد، بلكه انان را از خودنمايي علني كه ابتدا با رژه نيروهاي لشگر 9 بدر در كردستان صورت گرفت، بر حذر داشت. رژيم  هم زمان نيروهاي خود را در سراسر مرز ايران و عراق به حالت اماده باش در آورد و با وجود آن كه چند روز قبل از سقوط صدام حسين، هيچ نيروي نظامي عراقي در مرز وجود نداشت، مترصد لحظه موعود شد.

جمهوري اسلامي كه از طرف آمريكا به عنوان يكي از محورهاي شر اعلام شده است از نتيجه جنگ به شدت نگران بود و در صدد برآمد تا با توجه به تركيب مذهبي و درصد شيعيان عراق، خود را عامل تعين كننده در تحولات آتي عراق بقبولاند.

ولايت خامنه اي با فرافكني و دروغگوييهاي بي شمار و پرداخت هزينه هاي گزاف، كوشيد تا ارتش آزاديبخش ملي ايران را عاملي در فعل و انفعالات مربوط به مساله عراق معرفي كند و اين نيرو كه عامل پيدايش، رشد و ادامه حياتش مسائل جامعه ايران و تضادهاي دروني آن است را طوري معرفي كند كه حمله به آن در يك فرصت مناسب از طرف طرفهاي خارجي ناديده گرفته شود و ضمنا نيروهاي ائتلاف را تشويق به نابودي نيروهاي ارتش آزاديبخش در خاك عراق مي كرد. عمله و اكره داخلي و خارجي ولي فقيه، با صرف هزينه بسيار براي جلب بعضي از كساني كه دستي در مدياي كشورهاي مختلف داشتند، دروغهايي به منظور هدفهاي ارتجاعي خود توليد مي كرد. يكي از اين نوع  دروغها و توطئه ها كه خوشبختانه با بازديد بارزسان تسليحاتي سازمان ملل از قرارگاههاي ارتش آزاديبخش به سرعت نقش بر آب شد اين بود كه گويا بعضي از سلاحهاي ممنوعه در آنجا پنهان شده است.

پس از 9 آوريل فرصت طلايي براي رژيم ايران فراهم شد تا با انجام يك سياست چند جانبه به سياستهاي مداخله گرانه خود عمل كند. رژيم از يك طرف نيروهاي ائتلاف را با قولهاي عوامفريبانه تشويق به بمباران نيروهاي مقاومت نمود و از طرف ديگر عوامل خود را مستقيما وارد جنگ با ارتش ازاديبخش ملي نمود و اگر يك سياست واقعگرايانه از طرف ارتش آزاديبخش ملي ايران وجود نمي داشت، رژيم مي توانست در آن وضعيت بحراني و در شرايطي كه پايگاههاي ارتش آزاديبخش ملي ايران  مورد بمباران شديد از طرف نيروهاي ائتلاف قرار گرفته بود، به بسياري از اهداف خود دست يابد.

ارتش آزاديبخش ملي ايران در ميان يك اقيانوس بحراني و در شرايطي كه خارج از اراده آن به وجود آمده بود، توانست از يك طرف به آتش بس با نيروهاي ائتلاف دست يابد و از طرف ديگر با پذيرش خلع سلاح توطئه رژيم براي  نابودي اش از طرف نيروهاي ائتلاف را خنثي كند. اما رژيم نمي تواند دست از مداخله و توطئه گري بردارد و بنابرين تلاش كرد و كوشش مي كند كه به اشكال مختلف هم به نيروهاي ارتش آزاديبخش ضربه وارد كند و هم در اوضاع عراق به شكل خستگي ناپذير مداخله كند.

برنامه رژيم در مورد عراق بر اين پايه استوار است كه نگذارد اوضاع داخلي عراق به آرامش برسد و با هرچه بحراني تر شدن اوضاع عراق اين فرصت را براي خود به دست آورد تا بتواند بازيگر اول در عراق باشد.

علي اكبر هاشمي رفسنجاني در مقابل كساني كه مي گويند ايران در محاصره امريكا در آمده ادعا مي كند كه آمريكا در محاصره ايران است.

به گزارش ايسنا رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در روز چهار شنبه 19 شهريور 1382(10 سپتامبر 2003) با اشاره به حمله آمريكا به عراق گفت: آمريكاييها به زودي درسي از اين اشتباه تاريخيشان خواهند گرفت كه هيچ گاه آن را فراموش نمي‌كنند و به بلايي بدتر از جنگ ويتنام دچار خواهند شد. رفسنجاني در تشريح شرايط پس از جنگ مي گويد: آمريكا با هدف محاصره ايران و منطقه لشكركشي كرد؛ اما اكنون آمريكا در محاصره ايران است. وي تصريح كرد: آمريكايي‌ها در عراق به گل نشسته‌اند، به طوري كه نه راه پيش دارند و نه راه پس. هاشمي رفسنجاني بي شرمانه در همين سخنان در مورد خيزش دو هفته اي شبانه مردم ايران گفت چند نفر اوباش، چاقوكش، قاچاقچي، دزد و فريب خورده به خيابانها بيايند و سپس ابراز ندامت كنند. و ادامه داد كه: دشمنان ما مثل صدام، طالبان و منافقين از جلوي راه جمهوري اسلامي برداشته شدند و به زودي آمريكا هم كنار خواهد رفت.

با ناديده گرفتن بلوفها و ادعاهاي مسخره رفسجاني، پيام  واضح و مشخص او  به  آمريكا اين است كه اوضاع عراق به آرامش نمي رسد مگر آن كه حق اسلام عزيز در عراق به رسميت شناخته شود و در مورد سياستهاي ارتجاعي، مداخله گرانه و تروريستي استبدادي مذهبي حاكم بر ايران سكوت و مماشات شود.

واقعيت اين است كه در حرفهاي رفسنجاني يك نكته درست وجود دارد كه البته اين آخوند شياد آن را وارونه جلوه مي دهد. اوضاع در عراق نمي تواند با وجود رژيم ايران به آرامش و تثبيت برسد و تا وقتي اين رژيم و سياستهاي بنيادگرايانه و تروريسني آن وجود دارد، آمريكا در عراق با چالشهاي فراوان روبرو خواهد بود.

 

بخش دوم: شرايط داخلي

در فاصله دو نشست شوراي عالي سازمان، تحولات مهمي در عرصه داخلي اتفاق افتاده كه ما مواضع خود را در باره اين رويدادها از طريق بيانيه‌هاي سازمان بيان كرده‌ايم.

طي دو سال گذشته تمامي تحولات سياسي در ايران بر بستر بحران انقلابي شكل گرفته و اين تحولات سياسي بر اساس تضاد بين توده هاي مردم و نظام استبدادي مذهبي ولايت فقيه  تمامي جامعه را تحت تاثير قرار داده است.

مسائل گوناگوني كه طي دو سال گذشته در جامعه ما به وقوع پيوسته، جامعه را همچنان در استانه يك  تحول راديكال قرار داده است.

سياستهاي رژيم در عرصه داخلي متكي بر سركوب و توسعه ترور و در عرصه بين المللي، ادامه سياست بنيادگرايي اسلامي براي ايجاداتحاد جماهير اسلامي همراه با توطئه گري عليه مقاومت مردمي بر اساس بعضي ساخت و پاختهاي موضعي بوده است.

سركوب جنبش كارگران و مزدبگيران، سركوب جوانان و دانشجويان، سركوب خواسته هاي برابري طلبانه زنان، دستگيري روشنفكران، روزنامه نگاران و فعالان سياسي، گسترش شكنجه در زندانهاي جمهوري اسلامي و تلاش همراه با ايجاد رعب و وحشت به منظور به ندامت كشاندن زندانيان سياسي و عقيدتي، اعمال وحشيانه ترين انواع شكنجه در مورد دستگير شدگان مقاوم كه از آن جمله شكنجه وحشيانه زنده ياد خانم زهرا كاظمي كه منجر به قتل اين روزنامه نگار شد، همچنين گسترش مبارزه آزاديخواهانه مردم ايران كه مهمترين آن خيزشهاي شبانه در خرداد و تير 1382 بود، از جمله رويدادهائيست كه بر اساس تضاد عمده جامعه ما به وقوع پيوسته است.

در آبان ماه سال گذشته و در هنگامي كه موج گسترش يابنده جنبش دانشجويي سرنوشت نظام را به چالش كشيده بود، سيد علي خامنه اي در روز 20 آبان در ديدار با سران رژيم با زبان تهديد گفت:البته مواجه شدن با مشكلات بزرگي كه قواي سه گانه نتوانند، نخواهند، نكنند، اونوقت مواجه شدن با اين مشكلات با نيروي خود مردم خواهد بود كه اين رو اميدواريم هيچ وقت پيش نياد كه رهبري احساس احتياج كنه كه بايستي نيروي مردم رو وارد ميدان كند، براي اين كه يك مشكل را برطرف بكنه و يا يك كار بزرگي رو تحقق ببخشه. كار بزرگي كه خامنه اي مدعي تحق بخشيدن آن مي شود همان روانه كردن نيروهاي بسيج، انصار حزب الله و ساير نيروهاي سركوبگر رژيم به خيابانها براي سركوب جوانان و مردم ايران و دستگيريهاي گسترده است. وگرنه از ولي فقيه درمانده نظام نبايد انتظار ارايه هيچ سياست كلان بر غلبه بر بحران داشت. 

 

انتخابات شوراهاي اسلامي در روز 9 اسفند 1381

مهمترين رويداد سياسي در دو سال گذشته انتخابات شوراهاي اسلامي در 9 اسفند 1381 بود. اين رويداد تمامي عوامفريبيهاي چندين سال گذشته را نقش بر آب كرد و دوره جديدي را در رويدادهاي ايران آغاز نمود.

انتخابات شوراهاي اسلامي در روز 9 اسفند 1381 با تحريم بي سابقه مردم يك شكست فاجعه بار براي كل رژيم بود.

تحريم بي سابقه انتخابات شوراهاي اسلامي و پيامدهاي آن نشان دهنده عمق و وسعت بحرانيست كه در ايران جريان دارد. اين نمايش انتخاباتي در مرحله اول يك شكست مفتضحانه براي ولايت خامنه اي است. ولي فقيه با كسب حدود 3يا4 در صد آراي دارندگان حق راي نمي تواند براي ولي امر مسلمين جهان پيروزي هر چند ناچيز در مقابل اصلاح طلبان قلابي باشد. طرفداران ولي فقيه كه اين بار تحت عنوان ائتلاف آبادگران ايران اسلامي وارد بازي انتخاباتي شدند، هرچند برنده اين بازي انتخاباتي شدند، اما تحريم مردمي آنچنان گسترده بود كه حتي چند برابر كردن آرا كه همواره در جمهوري اسلامي در مورد انتخاباتها به كار مي رفته اين بار نتوانست بر اين افتضاح سياسي پرده نمايشي شركت گسترده امت هميشه در صحنه بكشد. 

تعداد آراي نفر اول تهران كه بنا به آمار دستكاري شده حدود 4 در صد دارندگان حق راي مي باشد

اهيت شكست رژيم در انتخابات شوراهاي اسلامي و پيروزي تحريم را مي توان در اعتراف گسترده به شكست پروژه اصلاح طلبي قلابي از طرف مدافعان آن كه مردم را به شركت در انتخابات فراخواندند ديد. همه جناحهاي حكومتي و نيروهاي گوناگون مدافع دوم خرداد در پيرامون و بيرون از حكومت مردم را به شركت در اين انتخابات ضد دموكراتيك فراخواندند. براي نمونه جمعي از فعالان ملي ـ‌مذهبي در باره انتخابات شوراهابيانه اي در 30بهمن1381صادر كردند. در اين بيانيه آمده است:ما (جمعي از فعالان ملي ـ مذهبي) نامزد اختصاصي نداريم. با اين حال از هم‌ميهنان مجدداَ دعوت مي‌كنيم با آگاهي كامل از ضرورت‌ها، توانمندي‌ها و موانع شوراها با تنظيم سطح توقعات خود از الگوي موجود شوراها در ايران به استقبال انتخابات بروند و به نامزدهاي داراي صلاحيتهاي چهارگانه يادشده راي دهند. خانمها و آقايان حميد احراري ـ محمد بسته‌نگار ـ محمد بهزادي ـ مسعود پدرام ـ حبيب‌الله پيمان ـ مجيد تولايي ـ سعيد درودي ـ عليرضا رجايي ـ تقي رحماني ـ حسين رفيعي ـ ‌رضا رئيس طوسي‌ـ احمد زيدآبادي ـ عزت الله سحابي ـ حسين شاه‌حسيني ـ هدي صابر ـ امير طيراني ـ رضا عليجاني ـ شهين علوي ـ محمود عمراني ـ مهدي غني ـ مرتضي كاظميان ـ فاطمه گوارايي ـ ‌محمد ملكي ـ محمد محمدي اردهالي ـ سعيد مدني ـ مرضيه مرتاضي اين بيانيه را امضا كرده اند.

در بيانيه ديگر به تاريخ اول اسفند 1381آقايان جمشید اسدی , بابک امیرخسروی , بیژن حکمت , محمدرضا درویش , احمد سلامتیان , عبدالکریم لاهیجی , مهدی ممکن اعلام كردند كه: شرکت در نامزدی و انتخابات گامی در جهت افزايش مشارکت سياسی نهادمند مردم است که با استفاده از فرصتهای موجود و ادامه تجربه شوراها، علاوه بر آنکه تحولی در ساختار نظام و قدرت سياسی متمرکز به وجود مي اورد , زمینه بسیار وسیعی برای پیدایش و پرورش نخبگان سیاسی و اجتماعی برون آمده از بطن جامعه و انهم در فرآیندی انتخاباتی بشمار می آید.

يك روز قبل از انتخابات 5 گروه سياسي شامل حزب دمکراتيک مردم ايران- سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت)- جمهوريخواهان ملی ايران- سازمان سوسياليست های ايران- فراکسيون متحد در يك بيانيه اعلام كردند كه: ما همهً ايرانيان و به ويژه زنان ، جوانان و مزد بگيران را دعوت می کنيم که با مشارکت در انتخابات نهم اسفند ماه به نامزد هايی رای دهند که دارای نگاه دمکراتيک تری به شوراهای شهری هستند و آمادگی پاسخ گويی به رفتار و تصميم های خود در برابر شهروندان را دارند . ما همگان را فرامی خوانيم که با رای به نامزد های مستقل دمکرات، نامزدهای نيروهای ملی ـ مذهبی و نهضت آزادی و نيز نامزد های اصلاح طلبی که علاوه بر توان کارشناسی در اداره امور شهر ، در موضع گيریهای خود برای مصالح عمومی و نه مصالح جناحی برتری قائل هستند به آزمون ديگری برای نيل به دمکراسی و حقوق شهروندی تحقق بخشند.

پاسخ مردم به اين فراخوانها بسيار گويا بود، اما ولي فقيه كه پيام اين دهنكجي را بهتر از هر كس دريافت كرده بود تصميم گرفت هزينه اين شكست را  با گسترش هرچه بيشتر سركوب و راه اندازي گسترده بيدادگاهها از حساب مردم بپردازند.

اظهار نظراتي كه پس از اين شكست صورت گرفته بسيار گوياست.

- روز يکشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۲ سايت امروز گفت و گو ي اکبر منتجبی با سعيد حجاريان را منتشر كرد. سعيد حجاريان در اين گفت و گو مي گويد: چرا اصلاح‌طلبان بايد دستكش مخملين سفيد برای مشت آهنين باشند؟ اين كار خوبی است كه پيچك استتاری برای پوشش سيمهای خاردار بشوند؟

-روز چهار شنبه 5 شهريور  1382 خبرگزاري دولتي ايسنا بخشي از صحبتهاي بهزاد نبوي، نايب‌رييس مجلس ارتجاع را كه در نشست مجمع عمومي انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها بيان كرده را منتشر نمود.

بهزاد نبوي جرياني كه با خاتمي شروع شد را حركت اصلاحي به عنوان تنها امتياز مثبت كشور در اين شرايط بحراني نام برد و افزود: اما اين حركت نفسهاي آخرش را مي‌كشد.

- جلال جلالي زاده، نماينده مجلس از سنندج در صحبتهايي خطاب به خاتمي كه در روز 12 مرداد 1382در جلسه مشترك مجلس و دولت بيان كرد مي گويد: امروز كشور ما با داشتن تنها يك درصد از جمعيت جهان و در حالي كه ۱۷ درصد ذخاير گاز جهان و ۹ درصد از ذخاير نفت جهان را در اختيار دارد، در سال ۲۰۰۱ در ميان ۱۶۰ كشور در رديف ۱۵۳ قرار دارد. يك ميليون كودك از سوءتغذيه رنج مي‌برند،‌ ۶۸درصد از شاغلان كشور زير خط فقر زندگي مي‌كنند، كودكان خياباني، گسترش اعتياد، فحشا و فقر و ...، وي سپس ادامه مي دهد كه:چه نظرسنجي‌ را بپذيريم و يا نپذيريم بخش اعظم مردم قائل به دگرگوني ژرف و بنيادين در حوزه‌هاي مختلف اقتصادي،‌ اجتماعي و سياسي هستند.

- در چنين شرايطي روز 15 مرداد 1382، ولي فقيه نظام طي سخناني براي مجموعه اي از سركردگان حكومت به شمول خاتمي، كروبي، شاهرودي، رفسنجاني، اعضاي كابينه خاتمي‌‏، نمايندگان مجلس، مسئولان قضايي، فرماندهان ارشد نظامي و انتظامي و مسئولان دستگاهها و سازمانهاي مختلف گفت: هرگونه عقب‌‏نشيني در مقابل دشمن مستكبر و زورگو  باعث فشار بيشتر دشمن و تشويق بيشتر او به تعرض و زياده خواهي مي شود.

اين چند نمونه نشان دهنده بن بست رژيم و چالشهاي بزرگي است كه ملاهاي حاكم با آن روبرو هستند. در حقيقت وقتي بر اساس  اصل چهارم قانون اساسي جمهوري اسلاميكليه قوانين و مقررات مدني،جزايي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي و غير اينها بايد بر اساس موازين اسلامي باشد. و اين اصل بر اطلاق يا عموم همه اصول قانون اساسي و قوانين و مقررات ديگر حاكم است و تشخيص اين امر بر عهده فقهاي شوراي نگهبان است. كساني كه به دنبال رفرم و اصلاح رژيم از درون رژيم و به وسيله نيروهاي وفادار و سرسپرده به ولي فقيه هستند يا نادان هستند و يا عوامفريبي مي كنند تا شركت خود در جناياتي كه نظام انجام مي دهد را توجيه كنند.

 

نمايش انتخاباتي دوره هفتم مجلس ارتجاع و جدالهاي درون حكومتي

در شرايط كنوني مهمترين عرصه براي جدال درون حكومتي انتخابات دوره‌ هفتم‌ مجلس‌ ارتجاع است.‌

بر اساس اطلاعيه‌ي وزارت كشور كه در روز شنبه 22 شهريور 1382 در رسانه هاي دولتي منتشر شد، داوطلبان نمايندگي انتخابات مجلس حسب پيشنهاد وزارت كشور و اعلام نظر موافق شوراي نگهبان، اخذ راي براي انتخاب نمايندگان دوره‌ي هفتم مجلس شوراي اسلامي در روز جمعه مورخ ‌١/١٢/٨٢ در سراسر كشور انجام خواهد شد.

بر اساس اين اطلاعيه بخشي از شرايط انتخاب‌شوندگان اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي (به جز اقليت‌هاي ديني مصرح در قانون اساسي كه بايد در دين خود ثابت‌العقيده باشند  و ‌ابراز وفاداري به قانون اساسي و اصل مترقي ولايت مطلقه فقيه است.

شوراي‌ نگهبان‌ تحت امر خامنه اي با پيشدستي به راه‌اندازي‌ دفاتر نظارتي‌ در شهرهاي‌ كشور مبادرت ورزيده است.بدين ترتيب در اين دوره در هزارتويي كه مي بايستي صلاحيت كانديداها، قبل از نظر مردم، بررسي شود يك سد ديگر نيز اضافه شده است.

بر طبق قانون ضد دموكراتيك انتخابات، بررسي‌ صلاحيت‌ كانديدا ها برعهده‌ هياتهاي‌ اجرايي‌ است‌ كه‌ زيرنظر وزارت‌ كشور تشكيل‌ مي‌شوند. صلاحيت‌ داوطلبان‌ از طريق‌ استعلام‌ از وزارت‌ اطلاعات‌، قوه‌ قضاييه‌ اداره‌ ثبت‌ احوال‌ و نيروي‌ انتظامي‌ بررسي‌ مي‌شود. در نهايت‌ نيز شوراي‌ نگهبان‌ بايد صلاحيت‌ داوطلبان‌ را براساس‌ اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ مورد تاييد قرار دهد.

هدف شوراي نگهبان از گذاشتن اين فيلتر جديد اين است كه تا آن جا كه مي تواند از ورود هر فرد مساله ساز به مجلس هفتم جلوگيري كند.

نخستين‌ واكنش‌ وزارت كشور خاتمي دستور برخورد با دفاتر نظارتي‌ به‌ استانداران‌ كل‌ كشور بود. در مقابل شاهرودي‌ رييس‌ قوه‌ قضاييه‌ در برابر دستور وزارت‌ كشور به‌ كاركنان دستگاه قضائيه دستور داد تا در هر مورد با دفاتر نظارتي‌ همكاري‌ كامل‌ كنند.

بدين ترتيب چشم انداز جدال درون حكومتي همچنان رشد يابنده خواهد بود و البته تا آنجا كه به مردم مربوط است اين نمايش انتخاباتي با تحريم گسترده روبرو خواهد شد.

در مواجه با اين چشم انداز كه البته چالشهاي بين المللي رژيم آن را تشديد مي كند، خامنه‌اي با ادعاي استقبال مردم در صدد است تا با رقم سازي و ارائه آمار دروغ بازار بي رونق انتخابات ولايتش را داغ نشان دهد.

 

بحران اقتصادي و گسترش فقر و بيكاري 

مناسبات اقتصادي ايران مناسباتي سرمايه داري است. سرمايه داري ايران متكي بر دو پايه نفت و اقتصاد بازار سنتي رانت خوار است. بخش اصلي در آمد نفت صرف هزينه هاي نظامي، امنيتي و صدور ترور و ارتجاع مي شود. بخش ديگري از اين درآمد ها همراه با استثمار نيروي كار ايران به نقدينگي سرسام آور بخش خصوصي كه اساسا در اختيار طرفداران اسلام عزيز، تجار محترم و البته آقا زاده‌هاي آنان است، اضافه مي شود. سهم مردم در اين ميان چيزي جز فقر، بي خانماني، اعتياد، فحشا، بيكاري و مهاجرت و دربدري نيست. تمام شاخصهاي مهم اقتصادي نشان مي‌دهد كه بحران اقتصادي در ايران، بحراني عميق، نهادينه شده و ساختاريست.

اقتصاد ايران هم از جهت بحران ساختاري داخلي، هم از جهت بحرانهاي اقتصادي بين المللي و هم از جهت شكل خاص اين اقتصاد كه اساسا بر قدرت بازار سنتي رانت خوار متكي است، به آن چنان وضع بحراني رسيده كه سران رژيم را وادار به اعلام هشدار مي كند.

به گزارش خبرگزاري دولتي ايسنا روز  سه شنبه  7 مرداد 1382 اسحاق جهانگيري، وزير صنايع و معادن مي گويد: در دهه‌هاي آينده كشور، با چالشهاي جدي مواجه است. وي از نرخ بالاي بيكاري و جوان بودن جمعيت كشور به عنوان يكي از اين چالشها نام برد و گفت: جوان بودن جمعيت كشور يك فرصت است كه اگر خوب با آن برخورد شود، كشور را با چالشي جدي مواجه مي‌كند.

جهانگيري مي افزايد كه: محور رشد اقتصادي هشت درصدي بايد توسعه‌ي صنعتي باشد و بايد صادرات صنعتي كشور بيش از 30 ميليارد باشد و سهم صنعت در توليد ناخالص ملي به حدود 25 درصد برسد.

نا گفته معلوم است كه تحت اين نظام ارتجاعي، امكان رشد 8 در صد و رسيدن به سقف صادرات صنعتي 30 مليارد دلاري وجود نخواهد داشت.

در شرايط كنوني نزديك به 2 در صدد از صادرات غير نفتي را صادرات صنعتي تشكيل مي دهد. روز دوشنبه  13 مرداد 1382مسعود شكر اللهي، مدير كل دفتر بهبود تشكيلات و برنامه‌ريزي نيروي انساني سازمان مديريت و برنامه‌ريزي به خبرگزاري دولتي فارس مي گويد: از 3/6 ميليارد دلار صادرات غير نفتي در ايران، تنها 9/1 درصد آن مربوط به صادرات محصولات با تكنولوژي بالا مي‌باشد.

سهم ايران در توليد صنعتي جهان بسيار ناچيز است و امكان رسيدن به صادرات 30 ميليارد دلاري خواب و خيال ابلهانه اي بيش نيست. روز پنج شنبه  9 مرداد 1382 عبدالمجيد رياضي، عضو شوراي عالي صنايع الكترونيك ايران به خبرگزاري دولتي فارس مي گويد: سهم ايران در صنايع الكترونيك دنيا چيزي كمتر از 1/0 درصد است.

بر اساس نتايج يك تحقيق كه خبرگزاري دولتي ايسنا در روز  دو شنبه  20 مرداد  1382 شمه اي از آن را گزارش نمود از ‌٥/٣ ميليون نفر شاغل بخش كشاورزي، كمتر از يك درصد تحصيلات دانشگاهي دارند. و اين در حالي است كه بنا بر  گزارش خبرگزاري دولتي كار در روز دوشنبه 24 شهريور 1382، مجيد رزم آذر، رئيس امور تلفيق و هماهنگي امور اقتصادي و تسهيلات بانكي وزارت جهاد كشاورزي در حال حاضر148 هزار تن از فارغ التحصيلان بخش كشاورزي بيكار هستند.

مقايسه عملكرد توليد گندم در ايران و در جهان طي  سالهاي ۱۳۴۰-۷۵ نشان مي دهد كه ميانگين عملكرد گندم در جهان ۸۷/۱ تن در هكتار و  اين رقم در ايران ۱ تن در هكتار بوده است.

علت اين عقب ماندگي در چارچوب مناسبات سرمايه داري جهاني اين است كه بخش اصلي در آمد هاي كشور به جاي سرمايه گذاري در بخش صنعتي و ايجاد اشتغال، صرف سياستهاي سركوبگرانه و يا صدور ترور و يا با غارت، رانت خواري و دزديهاي نجومي به اندوختگي بخش خصوصي اضافه مي شود. 

بر اساس آمار ساليانه مركز آمار ايران، نقدينگي بخش خصوصي در سال 1341 معادل 144 ميليارد ريال، و در سال1351 برابر با 400 ميليارد ريال بوده و در سال 1357 اين رقم به حدود 5/2 هزار ميليارد ريال افزايش يافتهاست. طي سالهاي پس از آنقلاب اين افزايش ابعادي بسيار فراتر از حد تصور يافته است. حجم نقدينگي بخش خصوصي كه در سال 1360 معادل 1/5 هزار ميليارد بوده در سال 1367 به بيش از 6/15 هزار ميليارد رسيده است، اين رقم در سال 1372 معادل 5/47 هزار ميليارد ريال و در سال 1377 به رقم 7/170 هزار ميليارد ريال و در سال 79 به رقم بي سابقه 1/256 هزار ميليارد ريال رسيده است. خبرگزاري دولتي فارس در روز دوشنبه  13 مرداد 1382 از قول محمد طبيبيان، استاد مركز آموزش مديريت و برنامه ريزي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي اعلام نمود كه: رشد 30 درصدي نقدينگي ، آتش به جان اقتصاد كشور زده است.

 چنين رشد سرسام‌آوري در نقدينگي بخش خصوصي به عنوان يكي از شاخصهاي مهم اقتصادي، نشان دهنده ميزان چپاول و غارتگري سران حكومت و متحدين بازاري و دلالان، سوداگران و اقازاده‌هاي آنان است.

مهاجرت ايرانيان به خارج از كشور يكي ديگر از فاكتورهائيست كه نشان دهنده نا امن بودن ايران از هر جهت مي باشد. اين مهاجرت بزرگ همراه با بيكاري گسترده نشان مي دهد كه نظام جهل و سركوب ولايت فقيه چگونه روي همه ي تاراجگران كشور ما را سفيد كرده است. نبود امنيت اجتماعي، سياسي و شغلي همراه با فقر امكانات پژوهشي و آموزشي و فقدان جو آزادانه انديشه و پژوهش از دلايل اصلي چنين مهاجرتهايي كه در موارد زياد با هزينه هاي سرسام آور مادي و حوادث ناگوار جاني همراه است، مي باشد.

برپايه آمار صندوق بين المللي پول سالانه بين 150 تا 180 هزار ايراني از كشور مهاجرت مي كنند و ايران از نظر فرار مغزها در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقام اول قرار دارد.

اكثريت قاطع مردم ايران كه امكان مهاجرت ندارند در فقر و سيه روزي زندگي مي كنند.

به گزارش روز دوشنبه 19 اسفند 1381 خبرگزاري دولتي ايسنا، سهيلا جلودارزاده در يگ گردهمايي كارگران مي گويد: 90 درصد ثروت در اختيار ‌10 درصد افراد جامعه و ‌10 درصد بقيه متعلق به ‌90 درصد افراد جامعه است.

در شرايطي كه تعرض به سطح زندگي و معيشت مردم هر روز ابعادي غير قابل تصور مي يابد، وزارت كار دولت خاتمي با بي توجهي به خواست كارگران، هر سال درآمد واقعي آنان را با عدم افزايش واقعي حداقل دستمزد، كاهش مي دهد.

روز دوشنبه 19 اسفند 1381 گردهمايي نمايندگان كارگران با حضور بيش از دو هزار تن در خصوص افزايش مزد براي سال 1382 در باشگاه ورزشي شركت دخانيات ايران برگزار شد. دراين گردهمايي كارگران با شعار اعتصاب، اعتصاب خواهان استفاده از تمام قدرت تشكلهاي كارگري براي اصلاح نظام دستمزدها شدند و اعلام كردند كه در جهت احقاق حقوق تمام كارگران با تمام تشكيلات كارگري، انجمنها و سنديكاها متحد شده و در كنار يكديگر خواهيم بود.

بر طبق گزارش خبرگزاري دولتي ايسنا عليرضا محجوب، دبيركل نهاد دولتي موسوم به خانه كارگر براي كنترل خشم و نفرت كارگران از دولت و كارفرمايان كه اولي پيشنهاد 17 در صد و دومي پيشنهاد 15.5 در صد افزايش دستمزد كرده اند، گفت: با توجه به خواست عموم كارگران از خانه كارگر، ما به هيچ‌وجه حاضر به مذاكره بر سر حداقل دستمزد كمتر از ‌30 درصد نيستيم

اما در روزهاي پاياني سال 1381 كه تعيين حداقل دستمزد كارگران براي سال 1382 عمده ترين  مساله كارگران و مزد بگيران بود خبرگزاري  دولتي جمهوري بر اساس مصوبه شوراي عالي كار  بعدا  اعلام كرد كه: حداقل دستمزد كارگران به طور متوسط 16.75 درصد افزايش يافت

اين افزايش ناچيز با توجه به نرخ بالاي تورم و بحران حاد اقتصادي بسيار كمتر از خواست كارگران و حتي كمتر از پيشنهاد خانه كارگر كه يك نهاد دولتي است مي باشد.

در مقابل تمامي ظلم و ستمگري نظام حاكم نسبت به كارگران و مزدبگيران، اين نيروي بزرگ اجتماعي كشور ما به اشكال مختلف به مبارزه و مقاومت مي پردازد. در نتيجه تلاش و مبارزه كارگران ايران و افشاگريهاي مقاومت ايران و ساير نيروهاي ترقيخواه در سازمان بين المللي كار، در سال گذشته رژيم تن به كنترل و نظارت نمايندگان سازمان بين المللي كار بر شرايط كارگران داد. كارگران از عقب نشيني رژيم استقبال كرده و خواستار به رسميت شناختن تشكلهاي مستقل كارگري و حذف سازمانهاي دولتي از زندگي اجتماعي كارگران شدند. اين خواست به يك چالش جدي براي رژيم تبديل شده است.

 

 

كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان

زنان ايران بيش از نيمي از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند كه تحت شديد ترين نوع آپارتايد جنسي قرار دارند. زنان ايران در دوران حيات رژيم جمهوري اسلامي به اشكال مختلف در مقابل تبعيضهاي مختلف مقاومت  مبارزه كرده اند. يكي از اشكال پيشروي زنان، تلاش آنان در زمينه آموختن دانش و ورود به مراكز عالي آموزشي بوده كه اين خود نشان دهنده توانائيهاي زنان كشور است. اما به علت سياستهاي تبعيص آميز رژيم، زنان ايران نمي توانند بر اساس كيفيت و توانايي خود وارد بازار كار شوند.

به گزارش روز سه‌شنبه 7 مرداد 1382 خبرگزاري دولتي ايسنا زهرا شجاعي، مشاور خاتمي و رييس مركز امور مشاركت زنان مي گويد: نرخ بيكاري زنان نسبت به سال ‌٧٦ ، ‌١/٢٦ افزايش داشته است.

با وجود افزايش كيفي توانائيهاي زنان ايران طي چند دهه اخير، مشاركت آنان  در حيات سياسي و اجتماعي كشور نسبت به مردان در سطح پائيني قرار دارد.

بر اساس بعضي آمار منتشر شده در رسانه هاي دولتي در حال حاضر در ايران تنها 800 شاعر و هنرمند زن ، 200 زن مؤلف، 300 زن مسئول در امور نظامي و سياسي، 800 زن عضو شوراهاي شهر و روستاها، 400 زن ناشر و 40 نشريه با مدير مسئولي زنان وجود دارد. اين ارقام نشان دهنده تبعيض اشكاريست كه در ايران تحت حاكميت ولايت فقيه در مورد زنان وجود دارد.

شاگردان و جانشيان  خميني حرفهاي او در مورد زنان را كه روز 12 خرداد سال 1342 گفت:دستگاه جبار گمان كرد با زمزمه تساوي حقوق مي تواند راهي براي پيشرفت مقاصد شوم خود كه آن ضربه نهايي به اسلام است، باز كند. نمي داند كه در آن صورت مواجه به چه عكس العملهايي خواهد شد. همواره در نظر و عمل مورد توجه قرار داده اند. بر اساس حرفهاي خميني كه مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني منتشر كرده، خميني در مورد جايگاه زن در انديشه هايش در اسفند سال 1341 مي گويد: دولت، مذهب رسمي كشور را ملعبه خود قرار داده و در كنفرانسها اجازه مي دهد كه گفته شود قدمهايي براي تساوي حقوق زن و مرد برداشته شده. درصورتي كه هركس به تساوي حقوق زن در ارث و طلاق و مثل اينها كه جزء احكام ضروري اسلام است، معتقد باشد و لغو نمايد، اسلام تكليفش را تعيين كرده است. زنان ايران طي دوران حيات اين رژيم ستمگر كه خميني آنان را بنياد نهاده، عكس العملهايي كه او بشارت آن را داده بود با تمام وجود حس كرده اند.

يكي از رايج ترين اشكال ستم بر زنان اعمال خشونت از طرف مردان است.به گزارش روز سه شنبه 20 خرداد 1382خبرگزاري دولتي ايسنا  بر اساس نتايج پژوهش خانم شايسته جهانفر، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران: ‌٦/٦٠ درصد زنان ايراني مورد همسرآزاري قرار مي‌گيرند.
در مقابل اين بي عدالتيها زنان ايران از پاي ننشسته اند. آنان چه در مبارزه  و مقاومت روزمره و چه در مبارزه اجتماعي و چه در عرصه مبارزه سياسي عليه رژيم، براي حقوق انساني خود تلاش مي كنند. اين تلاشها و مبارزات همراه با فشار بين المللي دولت خاتمي را مجبور كرد تا با شرط و شروطهايي كه اصل تبعيض را منتفي نكند، و تنها براي كم كردن فشار بين المللي بر رژيم به اين معاهده بپيوندد.

معاهده محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان درسال در آذرماه 1358 (1979) در 30 ماده به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل متحد رسيد. اين معاهده  به منظور بحث درمجامع قانون گذاري به كشورهاي جهان ابلاغ گرديد. تا خردادماه1380، 168 كشورجهان به اين كنوانسيون پيوسته و درچندكشور نيز سند آن را امضا كرده اند. ازميان كشورهاي اسلامي دوازده كشور ازجمله ايران درمجامع قانون گذاري خود موضعي دراين خصوص اتخاذ نكرده اند.

درنيمه دوم سال1376 شوراي عالي انقلاب فرهنگي به رياست خاتمي  اين معاهده را بررسي و در همان زمان پيوستن به آن را رد كرد.

در 28 آذرماه 1380 دولت خاتمي، الحاق ايران به كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان را تصويب نمود. متن مصوبه هيات دولت به اين شرح است: الحاق جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان منوط به برقراري تحفظات و شرايط زير نسبت به كنوانسيون مذكور، توسط دولت جمهوري اسلامي ايران به تصويب رسيد:

الف- جمهوري اسلامي ايران مفاد كنوانسيون مذكور را درمواردي كه با شرع مقدس اسلام مغايرت نداشته باشد، قابل اجرا مي داند.

ب- جمهوري اسلامي ايران خود را موظف به اجراي بند (ماده 29 اين كنوانسيون، درخصوص حل و فصل اختلافات ازطريق داوري و يا ارجاع به ديوان بين المللي دادگستري نمي داند. اين مصوبه در مجلس ارتجاع نيز به تصويب رسيد و به شوراي نگهبان ارجاع شد.

به گزارش رسانه هاي دولتي روز سه شنبه  21 مرداد 1382(12 اوت  2003) شوراي نگهبان مصوبه مجلس ارتجاع مربوط به پيوستن به معاهده محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان را عليرغم موادي كه مجلس براي حق تحفظ در آن گنجانده بود را خلاف شرع تشخيص داد. از نظر شوراي نگهبان موارد خلاف شرع اين معاهده بسيار زياد است. با توجه  به حكم بند دوم  ماده 28 معاهده كه اشعار مي دارد حق شرطهايي كه با هدف و منظور اين كنوانسيون سازگار نباشد پذيرفته نخواهد شد بنابراين از نظر شوراي نگهبان دولت جمهوري اسلامي ايران ملزم به پذيرش مفاد كنوانسيون در اين موارد نيز مي‌‏شود و لذا تجويز الحاق دولت به اين كنوانسيون خلاف شرع است.

بدين ترتيب زنان ايران يك بار ديگر دريافتند كه  اين رژيم  نمي تواند قدمي در جهت رفع تبعيض از زنان بردارد و مبارزه زنان براي رفع تبعيض به طور تنگاتنگ با مبارزه براي نفي اين رژيم پيوند خورده است.

 

معاهده 2+93

سياست خارجي نظام استبدادي مذهبي  ولايت فقيه مبتني بر صدور تروريسم و بنيادگرايي اسلامي است. رژيم ايران خود را ام‌القراي كشورهاي اسلامي مي‌داند و هدف استراتژيك ملاهاي حاكم ايجاد اتحاد جماهير كشورهاي اسلامي است. راهكارهاي عملي در اين سياست بر محور بده بستانها، ساخت و پاختهاي پشت پرده و استفاده از اهرم بنيادگرايي اسلامي براي باج‌گيري تعيين مي‌شود.در شرايط كنوني اين سياست بر محور نا آرام كردن عراق و به دست آوردن زمان است.

يكي از ابزارهاي پيشرفت اين سياست، استفاده از سلاحهاي كشتار جمعي و به ويژه سلاح اتمي است. اما استفاده از اين ابزار با توجه به تعهد رژيم ايران به معاهده منع گسترش سلاحهاي اتمي نمي تواند به طور علني و رسمي صورت پذيرد. رژيم طي دو دهه گذشته با تمامي قدرت در جهت ساخت و تهيه سلاح اتمي به طور مخفي تلاش كرده است كه اين تلاشها بارها از طرف مقاومت ايران افشا شده است. آخرين افشاگري كمسيون روابط خارجي شوراي ملي مقاومت در مورد پروژه هاي اتمي رژيم و منجمله پروژه نطنز كه در بهمن سال گذشته خاتمي مجبور به اعتراف واژگونه به بخشي از آن شد، مورد توجه سازمان بين المللي انرژي اتمي قرار گرفت.

سرانجام پس از مدتي مذاكره و وقت تلف كردن رژيم، سازمان بين المللي انرژي اتمي در نشست اخير خود تصميم به تعين مهلت براي شفاف كردن پروژه هاي اتمي رژيم گرفت.در برخورد اول بعضي از مسئولان رژيم به مخالفت با اين تعين زمان پرداخته و بعضي ديگر زمزمه تسليم سرداده اند.

ساخت و تهيه سلاح اتمي فقط و فقط به سود تحكيم نظام استبدادي ولايت فقيه و به ضرر منافع عالي مردم ايران است و هم از اين رو ما بايد از هر تلاش سياسي و اجتماعي به وسيله نهادهاي بين المللي براي متوقف كردن رژيم در اين زمينه استقبال كنيم.

 

چشم‌انداز تحولات 

در مقابل بحران كنوني ، آثار و عواقب آن كه مردم ايران به ويژه كارگران، كاركنان، مزدبگيران، زنان، جوانان و به طور روزمره هزينه آن را مي‌پردازند، هيچ نيروي ترقيخواه و مردمي نمي‌تواند و نبايد سكوت كند. گرايشات و دسته‌بنديهاي مختلف تأثير گذار در رويدادهاي سياسي  هر يك بنا به مصالح ، منافع و مطامع اقتصادي، اجتماعي، سياسي خود براي غلبه بر اين بحران راه حلهايي ارائه مي‌دهند.

در مقابله با اين وضعيت سه خط مشي وجود دارد.

 

1- مديريت بحران به وسيله باند ولي فقيه همراه با ساخت و پاخت بين المللي

براي تحقق اين امر باند خامنه اي رفسنجاني بايد به اهداف زير دست يابند.

اول- جنبش اجتماعي مردم ايران را كنترل و يا سركوب كنند.

دوم- از طريق ساخت و پاخت بين المللي، نيروهاي مجاهدين در عراق، و به ويژه رهبري و مسئولان آنها را حذف فيزيكي كنند.

سوم- نيروهاي دوم خردادي به اشكال قانوني و غير قانوني از صحنه خارج كنند.  

چهارم- ظرفيت آن را داشته باشند كه ضمن حفظ حاكميت، به طرفهاي خارجي امتيازهاي مورد درخواست را بدهند.

به نظر سياست گذاران دربار خامنه اي حذف فيزيكي سازمان مجاهدين خلق و رهبري آن در عراق، نظام را براي ساخت و پاخت بين المللي همراه با سركوب داخلي و ادامه حيات توانمندتر مي كند. براي همين است كه به وقيحانه ترين شكل همه سران رژيم كه خود نتوانسته اند اين سازمان را نابود كنند، خواستار نابودي آن به وسيله امريكا و انگليس هستند. اما ولايت خامنه اي به علت فقدان توانايي و ظرفيت داخلي و بين المللي براي غلبه بر بحران انقلابي و جنبش گسترده زنان و مردان كشور ما چشم اندازي ندارد. ولي فقيه و ايادي او تنها مي توانند با حربه سركوب و توطئه و زد و بند به قيمت دادن امتيازات گوناگون به طرفهاي خارجي، نقطه تعين تكليف با خود را روزانه به تاخير اندازند. تمام قرائن و شواهد نشان مي دهد كه دستگاه ولي فقيه، در بحران انقلابي موجود ظرفيت و توان سياسي، ايدئولوژيك، نظامي، اجتماعي و بين المللي حل مجموعه اين مسايل را ندارد. پروسه اي كه از دوم خرداد سال 1376 براي نظام ولايت فقيه آغاز شده بود، با جنگ در عراق و پيروزي نيروهاي ائتلاف در ابعاد كلان تشديد شده و از اين رو اين احتمال تحقق اين سناريو بسيار ضعيف است.

 

2- دخالت مستقيم خارجي و اعمال حاكميت از بالاي سر مردم ايران

اين سناريو يكي از احتمالات است و بر روي آن برنامه ريزي و سرمايه گذاري مي شود. از انتخاب جرج بوش، آقاي رضا پهلوي براي نقش آفريني در اين سناريو اعلام آمادگي نموده و مي تواند متحدان ديگري منجمله در درون و پيرامون حكومت هم پيدا كند.

آقاي رضا پهلوي به طور صريح از راه حلي همچون افغانستان و عراق دفاع مي كند. وي در پاسخ به سوالهاي روزنامه ايتاليايي لا استامپا(شماره چهار شنبه 14 مه 2003) تحت عنوان براي ايران نيز زمان تغيير فرارسيده است مي گويد: پس از آزادي افغانستان از حکومت طالبان و سپس سرنگوني رژيم ديکتاتوري صدام حسين در عراق، زمان رهايي ايران نيز فرا خواهد رسيد...... برکناري حکومت آيت الله ها، قدم ديگري در مبارزه با تروريسم در جهان که پرزيدنت جرج دبليو بوش، 24 ژوئن سال گذشته آغاز آن را اعلام کرده بود، است.

براي تحقق اين سناريو، نبايد فكر كرد كه فقط راه حلي نظامي مد نظر است، هر چند كه اين راه حل نيز كاملا منتفي نيست. البته تحقق اين سناريو، به هر شكل، چه مداخله مستقيم نظامي و چه اشكال ديگر با چالشها و تنگناهاي فراوان مواجه است. اما اين نكته را نيز بايد مد نظر داشت كه به علت تنفر و انزجار گسترده و عمومي از استبداد مذهبي  حاكم بر ايران، مداخله امريكا در افغانستان و عراق كمترين واكنش منفي و بيشترين واكنش مثبت را ايجاد كرده است. با توجه به اين حقيقت و با توجه به بحران انقلابي موجود، از جهاتي اجراي اين سناريو نسبت به افغانستان و عراق سهلتر است. بنابراين گرچه اين سناريو نمي تواند منافع مردم ايران را تامين كند، اما اگر مردم ايران فقط و فقط در مقابل انتخاب اين راه حل و يا ادامه حاكميت رژيم جنايتكار حاكم بر ايران قرار گيرند، بدون ترديد اين سناريو را ترجيح مي دهند.

ما تاكيد مي كنيم كه با هرگونه دخالت نظامي خارجي و هرگونه جانشين سازي كه اراده آزاد مردم ايران براي تحقق حاكميت ملي را نفي كند، مخالفيم.     

3- سرنگوني رژيم از طريق قيام توده اي با مداخله و رهبري نيروهاي ترقيخواه،همراه با استفاده اصولي ازعوامل بين المللي با حفظ استقلال و بر اساس معيارهاي شناخته شده بين المللي اين سناريو يكي از چشم اندازهاي محتمل در تحولات آتي ايران است كه زمينه هاي عيني مكفي براي تحقق آن وجود دارد.

در شرايط كنوني پاسخ به خواسته ها و نيازهاي مردم ايران كه از استانه انقلاب مشروطه تا كنون طي جنبشها و قيامهاي گوناگون و با جانبازي مليونها زن و مرد ايران زمين بيان شده، در گرو اين است كه نيروهاي ترقيخواه، عدالت طلب و دمكراتيك كشور ما بتوانند در جنبش مردم ايران عليه استبداد مذهبي ولايت فقيه و براي تحقق يك نظام دمكراتيك و سكولار نقش رهبري كننده و مداخله گر خود را اجرا نمايند. مرزبندي قاطع با رژيم حاكم بر ايران و تمامي دسته بنديهاي درون آن، اولين گام در جهت تحقق اين امر است. تمامي نيروها و افراد  سياسي و اجتماعي كه از مبارزه قاطع با رژيم جمهوري اسلامي دفاع مي كنند و هرگونه رابطه و تبليغ با اين رژيم را رد مي كنند و هدف آنان استقرار يك جمهوري لائيك و دمكراتيك است، مي توانند و بايد تمامي تلاشها و كوششهاي خود را هماهنگ كرده و براي ايجاد يك جبهه همبستگي كه بتواند به نيازهاي اين مرحله از مبارزه مردم ايران پاسخ گويد با جديت وارد عمل شوند. در حقيقت در شرايطي كه  جمهوري خواهي ، دموكراسي و جدايي دين از دولت به يك مساله عمومي كه همه جا از آن صحبت مي شود تبديل شده، و در حالي كه سقف اصلاح طلبان قلابي چيزي جز مشروطه كردن ولايت فقيه نيست، طرح جبهه و تلاش براي سامانيابي آن پروژه قطب بندي در جامعه پيرامون اين خواسته هاي عمومي را به سرعت تسريع مي كند.

 

در مقابل اين جبهه وظايف مبرم زير قرار دارد:

اول- هماهنگ كردن تمامي مبارزات مردم ايران كه به اشكال مختلف عليه نظام حاكم جريان دارد و مداخله موثر در اين مبارزات.

دوم- ارايه يك تصوير و طرح روشن در مورد دوران انتقال پس از سرنگوني رژيم تا انتقال حاكميت به مردم كه از طريق انتخابات مجلس موسسان براي تعين نظام آينده و قانون اساسي ان صورت مي گيرد.

سوم- فعاليت گسترده در خارج از ايران و استفاده از همه ي امكانات جهاني(مراجع بين المللي- دولتها- سازمانهاي اجتماعي- نهادهاي مدافع حقوق بشر- و...) بر اساس حفظ استقلال و رعايت موازين و اسلوبهاي شناخته شده بين المللي در جهت هرچه منفرد كردن استبداد مذهبي حاكم بر ايران و گسترش مبارزه مردم براي سرنگوني رژيم.

سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران يك بار ديگر با تعهد به منشور خود بر سرنگوني نظام استبدادي مذهبي ولايت فقيه و ايجاد يك جمهوري دموكراتيك و عرفي  پافشاري مي كند. 

 

پيروز باشيد. مهدي سامع 28 شهريور 1382- 19 سپتامبر 2003

 

---------------

(1)- براي اطلاع از مواضع سازمان غير انتفايي "پروژه براي قرن جديد به سايت اين سازمان به ادرس زير مراجعه كنيد

www.newamericancentury.org

 (2)- ديك چني معاون رئيس جمهور امـريـكـا پيش از اين‎‎ رياست‎‎ شركت هاليبرتـون را بـه عهده داشت.