جاويدان باد اول ماه مه، روز همبستگي جهاني كارگران
اول ماه مه، روز همبستگي بينالمللي كارگران را به تمامي كارگران و مزدبگيران در سراسر جهان تبريك ميگوييم و براي جنبش كارگري در سراسر جهان در مبارزه عليه استثمار، استبداد و عقبماندگي موفقيتهاي بزرگ آرزو ميكنيم و همبستگي خود را با مبارزه كارگران، زحمتكشان و مزدبگيران سراسر جهان كه براي جهاني عادلانه، دموكراتيك و انساني مبارزه ميكنند اعلام ميداريم.
از اول ماه مه سال قبل تا كنون جنبش جهاني كارگران و مزدبگيران راهي پر فراز و نشيب را طي كرده است.تهاجم عنان گسيخته انحصارات امپرياليستي به سطح زندگي و معيشت توده هاي زحمتكش و پايمال كردن حقوق كارگران همچنان بي وقفه ادامه داشته است.
صدها هزار تن از كارگران و مزدبگيران در گوشه و كنار جهان كه هزينه ي بي سابقهترين عمليات تروريستي در روز 11 سپتامبر دو سال قبل را با روانه شدن به اردوي بيشمار بيكاران پرداخت كردند، اكنون بايد هزينه جنگي ويرانگر را بپردازند. طي دو سال گذشته تشكلهاي كارگري در بسياري از كشورها و به ويژه در كشورهايي كه زير سلطه رژيمهاي استبدادي هستند، مورد تعرض قرارگرفت و صدها تن از فعالان كارگري دستگير و روانه زندان شدند. شمار زيادي از زنان و مردان كارگر و مزدبگير در سال گذشته در سراسر جهان درمبارزه براي خواستهاي بر حق خود جان باختند.
در سال گذسته نقش كارگران و مزدبگيران در جنبش جهاني عليه تعرض انحصارات امپرياليستي و دولتهاي مدافع آنان، و مبارزه كارگران عليه جهاني شدن بربريت و ويرانگري ابعاد گستردهاي يافت.
مبارزه كارگران براي بهبود شرايط كار، براي به رسميت شناختن حق تشكلهاي كارگري، براي بالا رفتن دستمزدها، براي حق اعتصاب و حق برخورداري از بيمههاي اجتماعي، براي پايين آمدن ساعات كار و براي برابري زنان و مردان از حقوق مساوي در كار مساوي همچنان ادامه يافت.
مساله «جهاني شدن» و چگونگي برخورد با آن از مهمترين مسائلي بود كه در سال گذشته فعالان جنبش كارگري و نمايندگان تشكلهاي كارگري در سمينارها و گردهماييهاي گوناگون و منجمله در دومين گردهمايي سازمانهاي اجتماعي در پورتوالگره پيرامون آن به بحث و بررسي و تبادل نظر پرداختند.
ما همچنان كه در سال قبل اعلام كرديم براين باوريم كه جنبش كارگران و مزدبگيران در سراسر جهان بايد با گرايشهاي ناسيوناليستي، با بنيادگرايان مذهبي و نيروهاي عقب افتاده كه با تمامي اشكال جهاني شدن و توسعه جهاني مخالف و بر بازگشت به سرمايهداري ماقبل انحصاري و مستحكم نمودن مرزهاي ملي در تمامي عرصههاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي تاكيد ميكنند، مرزبندي قاطع داشته باشند.
فروريختن مرزهاي ملي و ادغام جهاني يك ضرورت اجتنابناپذير در پروسه رشد و تكامل جامعه بشري است. راه نجات از بربريت و ويرانگري، مبارزه متحد جهاني كارگران، مزدبگيران و نيروهاي اجتماعي ترقيخواه در جهت ساختن جهاني عادلانه، دموكراتيك، صلحطلب، مدرن و ترقيخواه است.
واقعيت اين است كه بار اصلي ضرر و زيان و هزينه جهاني سازي بر دوش كارگران، مزدبگيران، زحمتكشان و لشگر مليوني بيكاران است.اما واقعيت مهمتر كه چشم بستن بر آن زيانهاي جبران ناپذيري به مبارزه جهاني براي پيشرفت، آزادي و عدالت وارد مي كند، اين است كه براي كارگران و مزدبگيران راه عقب گرد وجود ندارد.كارگران و مزدبگيران سازندگان اصلي جهاني انساني و «جهاني ديگر» هستند.
ما بازهم تكرار مي كنيم كه:«جهاني شدن اقتصاد و وابستگي متقابل كشورها، يك ضرورت اجتنابناپذير در پروسه رشد و انكشاف سرمايهداري امپرياليستي از يك طرف و از طرف ديگر در پروسه تكامل نيروهاي توليدي و امري بازگشتناپذير است.
الترناتيو پروسه جهاني شدن، ايدههاي ارتجاعي و ناسيوناليستي افراطي و يا ايدههاي نهيليستي نيست. الترناتيو قطعي، واقعي و علمي جهاني شدن، سوسياليسم جهاني است. ما بايد همواره تاكيد كنيم كه جنبه ناعادلانه جهاني شدن، مناسبات حاكم بر اين جهاني شدن است و اگر اين مناسبات از روابط ناعادلانه و استثمارگرانه تبعيضآميز، ضد دموكراتيك به مناسباتي نوين فرا رويد، جهاني شدن و فروپاشي مرزها و ايجاد شبكه جهاني اطلاعات و ارتباطات و … قدرت و توانايي بشر براي غلبه بر مشكلات را ميليونها برابر افزايش خواهد داد.»
كارگران و مزدبگيران ايران كه همزمان فشاراستبداد مذهبي و تعرض عنان گسيخته سرمايه داران را با تمام گوشت و پوست و استخوان خود حس مي كنند، به خوبي به اين حقيقت پي برده اند كه هم استبداد مذهبي و هم طرفداران ليبراليسم جديد، دشمنان آنان هستند.
در سال گذشته صدها حركت اعتراضي و اعتصابي توسط كارگران بزرگترين كارخانههاي ايران صورت گرفته است. در بسياري از اين حركتها خواستهاي سياسي نيز به طور آشكار مطرح شده است. تظاهرات بزرك كارگران در روز 25 تير سال گذشته كه در آن كارگران شعار«اين آخرين پيام است، جنبش كارگري آماده قيام است» و قيام چند روزه كارگران كارخانه هاي بهشهر در هفته گذشته از جمله مهمترين حركتهاي كارگري در ايران است كه نشان دهنده عمق و وسعت اگاهي كارگران ايران است. با وجود آن كه اين حركتهاي گسترده توسط نيروهاي سركوبگر رژيم مورد تهاجم وحشيانه قرار گرفته و صدها تن زخمي و دستگير شدند، اما مبارزه كارگران با گامهاي استوار پيش رفت.
مبارزه كارگران و مزدبگيران كشور ما به يك بخش اساسي مبارزه سراسري مردم ايران براي سرنگوني رژيم استبدادي مذهبي ولايت فقيه و تحقق حكومتي سكولار، دموكراتيك و عدالتخواه تبديل شده است. خواست مبرم و اوليه كارگران و مزدبگيران ايران حق اعتصاب، حق تشكلهاي مستقل كارگري و حق برخورداري از بيمههاي اجتماعي است و اين مبارزه تا تحقق خواستهاي بر حق آنان ادامه خواهد يافت.
سرانجام به دنبال تلاشهاي نيروهاي ترقيخواه و فعاليتهاي مستمرمقاومت ايران در سازمان جهاني كار، رژيم ايران تن به يك عقب نشيني و پذيرش بازديد هياتي از جانب سازمان جهاني كار از ايران داد.
در سال گذشته گروهي از نمايندگان كاركنان صنعت نفت در نامهاي به تاريخ 16 ديماه خطاب به «برنارد جرنيگان» و «كارن كرتيس» كارشناسان سازمان بينالمللي كار كه به منظور بررسي جايگاه تشكلهاي كارگري در ايران از طرف شاخه آزادي اتحاديههاي سازمان بينالمللي كار و اداره آزادي انجمنهاي اين سازمان به ايران سفر كرده بودند، خواستار ممانعت از دخالت نيروهاي غيركارگري در ايجاد اتحاديههاي مستقل كاركنان صنعت نفت شدند.
امضا كنندگان اين نامه نوشته اند كه:« طبق تبصره ماده 15 قانون شوراهاي اسلامي كار ايجاد هر گونه تشكل در صنايعي بزرگ چون نفت، گاز، پتروشيمي، ذوبآهن، صنايع مس و صنايع سنگين منوط به اجازه شوراي عالي كار است و تاكنون نيز اين نهاد اجازه ايجاد تشكلي در اين صنايع را نداده است. علاوه بر اين كارگران صنايع زير 35 نفر هيچگونه تشكلي ندارند و شوراهاي اسلامي كار نيز كه يك تشكل كاملا دولتي و ايدئولوژيك است، پس از 23 سال از هفت هزار كارگاه موجود، تنها در دو هزار كارگاه افرادي را به عنوان نماينده كارگران منصوب كردهاند، بنابراين در غياب تشكلهاي مستقل كارگران ايران، امضاي هرگونه قرارداد سهجانبه جنبة قانوني و واقعي ندارد.» اين نمايندگان كارگران «خواستار حذف تمامي مواردي از قانون كار»، «كه به نحوي مانع ايجاد تشكلات مستقل و غيرايدئولوژيك كارگران هستند، تا كاركنان صنعت نفت و صنايع بزرگ بتوانند تشكل مستقل خود را بر مبناي مقاولهنامهها و توصيهنامههاي آن سازمان به وجود آورند» شده اند.
در سال گذشته همچنين تعدادي از فعالان سنديكايي طي يك فراخوان بين المللي كه سازمان ما نيز از آن حمايت نمود، خواستار دفاع از كارگران ايران شده و از اتحاديههاي آزاد بينالمللي و سازمان جهاني كار اقدامات ذيل را درخواست نموده اند:
1- فشار به دولت جمهوري اسلامي ايران جهت لغو فوري مصوبه شوراي عالي كار در مورد حذف كارگران كارگاههاي زير 10 نفر از مواد حمايتي قانون كار و ديگر مصوبات ضدكارگري قيد شده در اين فراخوان.
2- عدم به رسميتشناسي شوراهاي اسلامي كار و انجمنهاي صنفي وابسته به حاكميت و كارفرمايان به عنوان نمايندگان كارگران ايران.
3- اعمال فشار جهت برقراري نظارت مستقيم اتحاديههاي آزاد بينالمللي بر مبارزاتي كه براي ايجاد تشكيلات مستقل كارگري و نهادهاي دمكراتيك و غير وابسته به حكومت در ايران ميشود.
همچنين شانزده تن از فعالان جنبش سنديكايي ايران در روز 17 بهمن 1381 طي نامه اي به اعضاي هيات ويژه سازمان بين المللي كار، نوشتند: «خواهان حمايت و پشتيباني آشكار مشاورين و كارشناسان سازمان بين المللي كار در راستاي برگزاري مجمع عمومي آزاد و فراگير كارگران در همه رشته هاي توليدي و خدماتي، بدون دخالت و اعمال نظر نهادهاي دولتي و غيركارگري، جهت ايجاد اتحاديه هاي مستقل شاغلان رشته هاي مختلف هستيم. شايسته است كه براي جلوگيري از هرگونه دخالت نهادهاي دولتي، برگزاري اين مجمع عمومي و انتخاب نمايندگان در آن، تحت نظارت مستقيم مسئولين سازمان جهاني كار و اتحاديه هاي آزاد بين المللي صورت گيرد.»
حركتهاي اعتراضي كارگران و مزدبگيران ايران و تلاشهاي فعالان جنبش كارگري در سالي كه در پيش رو داريم ادامه خواهد يافت. سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران كارگران و مزدبگيران ايران را به مبارزه متحد و يكپارچه عليه رژيم استبدادي – مذهبي حاكم برايران فرا مي خواند.
سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران در آستانه اول ماه مه يكبار ديگر همبستگي خود را با مبارزه كارگران و مزدبگيران ايران اعلام ميكند و به تمامي زنان و مردان كارگر كه به خاطر مبارزه عليه رژيم استبدادي حاكم بر كشور ما به زندان افتاده و زير شكنجههاي مزدوران رژيم مقاومت ميكنند درود ميفرستد.
سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران
8 ارديبهشت 1382-28 اوريل 2003